خط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ طّ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- اثر و نشانة قلم بر کاغذ و غیره.<BR>۲- نوشته.<BR>۳- نویسندگی.<BR>۴- فرمان.<BR>۵- کنایه از: موی صورت که تازه در آمده.<BR>۶- فاصلة بین دو نقطه (ریاضی).<BR>۷- مسیر ویژة رفت و آمد پیوستة یک یا چند وسیلة نقلیه.<BR>۸- خوشنویسی.<BR>۹- مرام، مسلک. <BR>۱۰ - دستگاه انتقال یا جابه جایی چیزی در مسیر یا منطقهای مشخص به وسیلة لولهها، سیمها و مانند آنها: خط گاز، خط لوله. <BR>۱۱ - ردیف، صف. ؛ ~و نشان کشیدن (کن.) تهدید کردن. ؛~بر آب دادن (کن.) ناپایدار و از بین رفتنی. ؛~ خرچنگ قورباغه (کن.) شیوة نوشتن ناشیانه، ناهموار و بد. ؛ در ~بودن (کن.) در امان بودن، تحت حضانت بودن.<br>