واژه جو

خط خون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خط خون . [ خ َطْ طِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجت قتل . (آنندراج ). ◄ رقم خون . (آنندراج ).رجوع به «خط بخون کسی نوشتن » در این لغت نامه شود.

معنی خط خون | واژه جو