واژه جو

خط بر آب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خط بر آب . [ خ َ ب َ ] (ص مرکب ) ناپدیدار. تباه . (از حاشیه ٔ دیوان منوچهری چ دبیرسیاقی ) : هست با خط تو خط چینیان چون خط بر آب هست با شمشیر تو اقلام شیران خرگُواز. منوچهری .

معنی خط بر آب | واژه جو