خصل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خَ) [ ع. ]<BR>۱- (اِ.) داو، گرو، آن چه که بر سر آن قمار کنند.<BR>۲- (مص م.) بریدن، جدا کردن.<br>واژه قبلی: خصبواژه بعدی: خصلت