خشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ) [ په. ] (ص.)<BR>۱- بدون رطوبت و نم.<BR>۲- پژمرده.<BR>۳- متعصب، بدون انعطاف و نرمی.<BR>۴- خالی از سبزه و گیاه.<BR>۵- آن چه که درونش آب نباشد، بی آب.<BR>۶- بدون ترشح طبیعی. ؛ ~ و تر با هم سوختن کنایه از: گناهکار و بی گناه به یکسان مجازات شدن.<br>