واژه جو

خشکتر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خشکتر. [ خ ُ ت َ ] (ص تفضیلی ) از حد معمول یک قدری کمتر. مقابل چربتر. از واحد سنجش کمی کمتر : تختی همه از زر سرخ ... هر پاره یک گز درازی و گزی خشکتر پهنا. (تاریخ بیهقی ). ◄ (ص ) نادان . احمق . ◄ دلگیر. ◄ دلشکسته . (ناظم الاطباء). دلتنگ .

معنی خشکتر | واژه جو