واژه جو

خشکاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خشکاب . [ خ َ ] (اِ) مانع و منعکننده را گویند. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) : اینکه در قبل عالمی نبود هیچ مانع ترا و خشکابی . (از فرهنگ جهانگیری ).

معنی خشکاب | واژه جو