واژه جو

خشت

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(خِ) (اِ.) ۱- آجر خام. ۲- نیزه کوچک. ۳- یکی از نقش‌های چهارگانه ورق بازی. ؛~ در آب زدن کنایه از: کار بیهوده کردن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خشت | واژه جو