واژه جو

خس شیشه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خس شیشه . [ خ َ س ِ شی ش َ / ش ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خسی که در سبد بر اطراف اوساط شیشه ها گذارند تا با هم خورده شکسته نشوند. (آنندراج ) . خس و پنبه و خرده کاه که بین شیشه یا ظرفهای چینی گذارند که در صورت برخورد شیشه بهم یا ظرفهای چینی بهم شکسته نشوند : خس شیشه ات گر مصلا شدی ثواب نمازت دو بالا شدی . ملاطغرا (از آنندراج ).

معنی خس شیشه | واژه جو