واژه جو

خریطی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خریطی . [ خ َطی ی ] (ع ص نسبی ) خریطه ساز. (ناظم الاطباء).

خریطی . [ خ ُ رْ رَی ْ طا ] (ع اِ) ستیزه در گریه . سختی گریه . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ◄ پیه که از بیخ گیاه لخ برآرند. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).

معنی خریطی | واژه جو