واژه جو

خریسوستوم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خریسوستوم . [خ ِ س ُ ت ُ ] (اِخ ) یکی از آباء کلیسا می باشد که بسال ٣٤٧ م . بدنیا آمد و در ٤٠٧ م . درگذشت . او از اسقف های قسطنطنیه بود و امپراطریس اودکسی مورد شکنجه ٔ بسیارش قرار داد او بواسطه ٔ فصاحت و سخنوریش مشهور است . (از قاموس الاعلام ترکی ).

معنی خریسوستوم | واژه جو