خروشان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (ص فا.) فریادکنان، نالان.<br>مترادفها و واژههای مرتبطزاریکنان، غلغلهکنان، خروشنده، غوغاکنان، فریادکنان، نالانپرخروش، پرتلاطم، متلاطم ≠ آرامواژه قبلی: خروشواژه بعدی: خروشیدن