واژه جو

خرمه زر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خرمه زر. [ خ َ م َ زَ ] (اِخ ) نام ناحیتی است بنزدیک آمل بنابر قول ابن اسفندیار. رابینو آنرا «خرمه زر» آورده و می گوید آن با «هازمه زر» یا «هازمه ذر» نزدیک آمل مقایسه شود. در ترجمه ٔ فارسی کتاب رابینو این کلمه «خرمزر» آمده است . رجوع به استرآباد و مازندران رابینو بخش انگلیسی ص ١٣٠ و ترجمه ٔ فارسی آن ص ١٧٣ کتاب شود.

معنی خرمه زر | واژه جو