خرامیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خُ دَ) (مص ل.) راه رفتن از روی ناز.<br>مترادفها و واژههای مرتبطباناز(یاتکبر)راهرفتن، چمیدن، راهرفتن، شتافتن، موقرانه قدمزدنواژه قبلی: خرامندهواژه بعدی: خرامیده