خراش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خَ) (اِ.) بریدگی زخم.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتراش، خدشه، زخم، سایش، اثر زخم، خراشیدگیواژه قبلی: خراسانواژه بعدی: خراشاندن