واژه جو

خدوناک گردیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خدوناک گردیدن . [ خ ُ / خ َگ َ دَ ] (مص مرکب ) تف آلوده شدن . به آب دهان آلودگی یافتن . غَیدَقَه ؛ خدوناک گردیدن . (از منتهی الارب ).

معنی خدوناک گردیدن | واژه جو