واژه جو

خبرگیری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خبرگیری . [ خ َ ب َ ] (حامص مرکب ) کسب اطلاع . عمل خبرگیر. ◄ جاسوسی . عمل جاسوس .

مترادف و متضاد واژه‌دان

کسب خبر جاسوسی، خبرکشی

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خبرگیری | واژه جو