واژه جو

خبرگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خبرگی . [ خ ُ / خ ِ رَ / رِ ] (حامص ) حالت خبره بودن . بااطلاعی از امری . باخبری از چیزی . کارشناسی . (یادداشت بخط مؤلف ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خبرگی | واژه جو