واژه جو

خبر رسانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خبر رسانیدن . [ خ َ ب َ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) خبری به دیگری رساندن . خبری را برای کسی نقل کردن . اِنهاء. ◄ خبرچینی کردن . نمامی کردن . دیگری را از خبری واقف کردن تا میانه ای بهم خورد. رجوع به خبر رساندن شود.

معنی خبر رسانیدن | واژه جو