خاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (اِ.)<BR>۱- رویة زمین که باعث رویاندن نباتات میشود، تراب.<BR>۲- مملکت، کشور.<BR>۳- گور، قبر، گورستان.<BR>۴- چیز بی قدر ؛ ~ بر سر شدن کنایه از: سخت بی نوا شدن، دچار رویدادی بسیار غم انگیز شدن. ؛ به ~افتادن کنایه از: زبون شدن. ؛ به ~ افکندن کنایه از: شکست دادن.<br>