واژه جو

خان

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

[ تر. ] (اِ.) رییس، سرور.

و مان (نُ) (اِمر.) دار و ندار، خانه و هر آن چه که متعلق به آن است.

(اِ.) ۱- خانه، سرا. ۲- لانه زنبور. ۳- شیارهای داخل لوله اسلحه.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خان | واژه جو