خانه سیاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانه سیاه . [ ن َ / ن ِ ] (ص مرکب )خانه سیه . خانه خراب . (ناظم الاطباء). در محل نفرین گویند خانه اش سیاه : کمال هست قرین با رقیب خانه سیاه چو بلبلی که بزاغش کنند اسیر قفس . کمال خجندی (از آنندراج ). بهر تو در متاع خود آتش زدیم و هیچ رحمی بحال خانه سیاهی نمی کنی . بابا فغانی (از آنندراج ). ارباب هنر جمله چو فانوس درین بزم از روشنی دیده و دل خانه سیاه اند. وحید (ازآنندراج ). ◄ در محل نفرین گویند.