واژه جو

خانه بریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خانه بریدن . [ ن َ / ن ِ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) غارت کردن . دزدی کردن . چون : شب خانه یا دکانش را بریدند، چنانکه در خانه هیچ نماند. (از آنندراج ) : میتراشد خامه بهر شعر گفتن مدعی میبرد دیگر نمیدانم کدامین خانه را. اشرف (از آنندراج ). همیشه گرچه دزد غارت اندیش بریدی خانه ٔ مردم ازین بیش . سلیم .

معنی خانه بریدن | واژه جو