واژه جو

خالبرزنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خالبرزنی . [ ب َ زَ ] (اِخ ) جعفربن عبدالوهاب خالبرزنی از اهل خالبرزن . یکی از راویان است . وی خال عمربن علی محدث بود و از یحیی و یونس بن عبدالاعلی و محمدبن یزید روایت حدیث کرد. (از انساب سمعانی ).

معنی خالبرزنی | واژه جو