واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۹۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر که خر در خلاب شهوت راند در سر افتادش اسب سرکش عمر آب شهوت مران که مردم را ز آب شهوت بمیرد آتش عمر

معنی خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۹۸ | واژه جو