واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۳۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

فتنه تا اندکی بود صعب است سهلش انگار تا فراوان شد آبله تا یکی است درد کند چون همه تن گرفت آسان شد

معنی خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۳۱ | واژه جو