واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۹۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

استاد علی خمره به جوئی دارد چون من جگری و دست و روئی دارد من یک لبم و هزار خنده که پدر هر دندانی در آرزوئی دارد

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۹۵ | واژه جو