واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خاقانی اگرچه عقل دست خوش توست هم محرم عشق باش کانده کش توست داری تف عشق از تف دوزخ مندیش کن آتش او هیزم این آتش توست

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۷ | واژه جو