واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشقی که ز من دود برآورد این است خون می‌خورم و به عشق درخورد این است اندیشه آن نیست که دردی دارم اندیشه به تو نمی‌رسد درد این است

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۱ | واژه جو