واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خاقانی را گلی به چنگ افتاده است کز غالیه خالش جو سنگ افتاده است زان گل دل او بنفشه رنگ افتاده است چون قافیه بنفشه تنگ افتاده است

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۶ | واژه جو