واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تشویر بتان از رخ رخشان تو خاست تسکین روان از لب خندان تو خاست هرچند دوای جان ز مرجان تو خاست درد دل من ز درد دندان تو خاست

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۴ | واژه جو