واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خاک شومی گرنه چنین خون خوریی نازت برمی گرنه چنین کافریی گر با دل من به دوستی درخوریی زین دیده بران دیده گرامی‌تریی

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۰ | واژه جو