واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن سنگ‌دلی و سیم دندان که بدی ز آن خوشتری‌ای شوخ زبان دان که بدی در کار توام هزار چندان که بدم در خون منی هزار چندان که بدی

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲۷ | واژه جو