واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ترسا صنمی کز پی هر غم‌خواری بر هر در دیری زده دارد داری ز آن زلف صلیب شکل دادی باری یک موی کزو ببستمی زناری

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲۴ | واژه جو