واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا بود جوانی آتش جان افزای جان باز چو پروانه بدم شیفته رای مرد آتش و اوفتاد پروانه ز پای خاکستر و خاک ماند از آن هر دو بجای

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲۲ | واژه جو