واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نفسم جنب غرامت است‌ای دلجوی کو تیغ که غسل‌ها توان کرد بدوی جلاد منا! به آب آن تیغ دو روی یک راه ز من جنابت نفس بشوی

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۱۶ | واژه جو