واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۱۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بر سر کنم از عشق تو خاک همه کوی ای برده مرا آتش تو آب از روی من عاشق زار تو چنانم که مپرس تو لایق عشق من چنانی که مگوی

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۱۳ | واژه جو