واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

من میوه خام سایه پرورد نیم جز چشمه خورشید جهان‌گرد نیم گر بر سر خصمان که نه مردند و نه زن سرپوش زنان نیفکنم مرد نیم

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۹ | واژه جو