واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل سغبه عشق توست با تن مستیز اینک دل و تن توراست با من مستیز بیداد تو ریخت خونم انصاف بده ای دوست کش و غریب دشمن مستیز

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۳ | واژه جو