واژه جو

خاذل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خاذل . [ ذِ ] (ع ص ) هزیمت یافته . ◄ آهوی ماده که از آهوان دیگر بازمانده تفقد بچه ٔ خود کند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج، خواذل . (اقرب الموارد). ◄ آنکه ترک عون و نصرت کند. (اقرب الموارد).

معنی خاذل | واژه جو