خاتمه دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) پایان دادن امری را، به پایان رسانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) پایان دادن امری را، به پایان رسانیدن.
مترادف و متضاد واژهدان
پایاندادن، به انتها رساندن، به آخر رساندن، به پایانرساندن ختم کردن، تمام کردن، خاتمهبخشیدن، مختومه کردن، مختومه اعلام کردن (متضاد: آغازیدن) متوقف ساختن، متوقف کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پایان دادن، بفرجام رساندن، بپایان بردن