خائن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خیانتپیشه، خیانتگر، خیانتکار (متضاد: خادم، خدمتگزار) نمکبهحرام، وطنفروش، میهنفروش (متضاد: ، وطنپرست، میهنپرست، خادم) بیوفا، عهدشکن، غدار (متضاد: باوفا، وفادار، وفامند) متقلب، نادرست (متضاد: درستکار)
فرهنگ طیفی واژهدان
خیانتکار، خیانتپیشه، بیوفا، عهدشکن، غدار، دغل، دغلکار، نمکبحرام، مزدور، مزدبگیر، مرتشی، ابنالوقت، شیاد، فرصتطلب، دورو، عضو حزب باد، فتنه جو نامرد، ناجوانمرد، بیحمیت، بیمروت، بیغیرت مکار، نارو، ناروزن وطنفروش
واژگان فارسی سره واژهدان
کژپیمان، نامرد، ناراست، نابکار، دشمنیار، دشمن یار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی