واژه جو

حیام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حیام . (ع مص ) قصد کار کردن . (منتهی الارب ). قصد و طلب کاری کردن .(ناظم الاطباء). آهنگ کردن . حوم . رجوع به حوم شود.

معنی حیام | واژه جو