واژه جو

حکیم نزاری | غزلیات | شماره ۱۰۰۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای بخت اگر حامی شوی سعیی کنی در کار من باشد که هم یاری کند روزی دل نایار من از جان چه دارم یک رمق وز دل چه گویم یک نفس آه از دل بی‌جان من وای از دل بی‌کار من آری نزاری خوانده‌ای الصبر مفتاح‌الفرج هم عاقبت سودی کند نالیدن اسحار من

معنی حکیم نزاری | غزلیات | شماره ۱۰۰۱ | واژه جو