حومه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مِ) [ ع. حومة ] (اِ.)اطراف و گرداگرد شهر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاطراف، پیرامون، حوالی، دوروبر، شهرکواژه قبلی: حولهواژه بعدی: حک