حوالی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(حَ) [ ع. ] (اِ.) گرداگرد، پیرامون.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاطراف، اکناف، پیرامون، جوانب، حولوحوش، دوروبر، نزدیکسرزمین، ناحیه، منطقهجا، مکانواژه قبلی: حواله کردواژه بعدی: حوایج