واژه جو

حوادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حوادی . [ ح َ ] (ع اِ) پایها زیرا که تابع دستهااند. (منتهی الارب ). پایهای چارپایان . (از ناظم الاطباء).

معنی حوادی | واژه جو