واژه جو

حلوا

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(حَ) [ ع. حلواء ] (اِ.) خوراکی که به وسیله آرد و روغن و شکر و مواد دیگر تهیه کنند. ؛~ کسی را خوردن کنایه: از شاهد مرگ او بودن. ؛~. ~. کردن کنایه از: عزیز و گرامی داشتن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حلوا | واژه جو