واژه جو

حلقه

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

به گوش (~. بِ) [ ع - فا. ] (ص مر.) مطیع، فرمانبردار.

(حَ قِ) [ ع. حلقه ] (اِ.) ۱- هرچیز مدور و دایره شکل که میانش خالی باشد. ۲- دایره. ۳- انجمن، مجلس، گروه. ۴- زره.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حلقه | واژه جو