واژه جو

حلق آویز کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

حلق آویز کردن . [ ح َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بحلق آویختن کسی را یا خود را تا خفه شود و بمیرد. آویختن از گلوگاه . در گلو طنابی کرده آویختن کشتن را.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی حلق آویز کردن | واژه جو